كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
167
ده سفرنامه ( فارسى )
نشويد اين موضوع باعث شرمسارى شما نيست بلكه موجب خجالت ماست ، چرا سفير شما يك ايرانى بود و براى چه يك نفر ايرانى را به عنوان سفير به دربار ما فرستادهايد ؟ ما در همه چيز اغراق مىكنيم ولى شما سخن راست مىگوئيد . و آنگاه شاه پرسيد آيا فرانسويها ملت نيرومندى هستند ؟ سفير در جواب گفت مطمئنا و از طرفى شايسته نيست كه ما آنها را دشمن مردم انگليس بدانيم ، و دوباره شاه در حالى كه به وزيرش چشم دوخته بود گفت شما مىدانيد كه به ما گفته بودند فرانسويها ملتى ضعيف مىباشند و اين موضوع براى ما باورناكردنى بود ولى سفير با ابراز حقيقت عين عدالت را در مورد آنها اجرا نمود و مقام و منزلت كشورش را در حد آنها بالا برد بحث و گفتگوهاى زيادى درباره آمريكاى جنوبى و كارخانجات اروپا به ميان آمد ، شاه گفت تمام اينها چيزهاى محير العقولى هستند . ايلچى گفت اگر ايران چيزى ندارد اما محكم و استوار است و با اراده آهنين اداره مىشود . شاه گفت از ابتداى خلقت تاكنون فرمانروائى و ثروت بهطورى كه مشاهده شده است هميشه به ضرب شمشير نياكان ما به دست آمده است و ما از اين بابت راضى هستيم . شاه اطلاع حاصل كرد كه ايلچى در مذاكراتش با صدراعظم اظهار علاقه به دانستن تاريخ اجداد او در استرآباد نموده است لذا او از روى كنجكاوى براى اجراى اين تقاضا دستورى صادر نمود . ما وارد اطاقى شديم كه تنها چند نفر از درباريان و از جمله چهار يا پنج نفر از رؤساى ايل قاجار در آنجا حضور داشتند مذاكرات آغاز شد ايلچى با اطلاعاتى كه از مسافرت جونز هانوى Jonas Hanway « 5 » قبلا به دست آورده بود
--> ( 5 ) - جونز هانوى در سال 1744 هنگام شورش اجداد پادشاه فعلى در استرآباد بود . « نويسنده » .